تبليغاتX
گشت و گذار

در خاطرم هست  از مشکلات  شروع سال تحصیلی جدید در دوران دبستان مداد دست گرفتن و نوشتن مشق و البته خواندن  بود. روزهای اول با همه ذوقی که از شروع دوباره  مدرسه داشتم  واقعا از اینکه اینقدر دستخط ام بد شده و یا چقدر خواندن برایم سخت است  خسته می​شدم و خجالت می​کشیدم[1].این روزها بعد از چند ماه دوری از کتاب و کامپیوتر و پایان​نامه ام همان احساس بد بودن روزهای اول مدرسه  برایم تازه شده و ارتباط برقرار کردن با سحر دانشجو سخت است.

در این چند ماه اتفاقات زیادی در زندگیم رخ داده که مهمترین آنها تولد دوباره برادرم و نجات معجزه آسایش از یک حادثه وحشتناک بود و همچنین تولد پسرم که  آبی زندگی ام را پررنگ​تر کرد. هیچگاه نمی​توانم رنج ها و شادی های آن ایام را توصیف کنم. غم لحظه هایی که سعید را با ناامیدی بدرقه فیزیوتراپی  و مطب​های مختلف می​کردیم و شادی لحظه هایی که توانست راه برود و با قاشقش غذا بخورد و حافظه​اش  را بدست آورد. نمی توانم از استرس ها واضطرابهای قبل از تولد پارسا (که توام شده بود با دوران بازگشت دوباره سعید به زندگی) بگویم و یا شادی بی حد روزهای آغازین تولدش را وصف کنم. خوشحالم که خداوند نعمت داشتن چنین حسی را به من عطا کرده . حسی که با لحظه لحظه رشد پارسا قوام میابد و هر روز احساس خوشبختی بیشتری به من دست می​دهد.



[1] بعدا که بزرگتر شدم با خواندن کتابهای  داستان و نوشتن خاطراتم در تابستان تا حدود زیادی مشکلم را حل کردم.

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 88/06/31 و ساعت 12:32 |

بع بع قانونی  

چرای دام​ها در مراتع و جنگل​ها با اخذ مجوز، جزء مصوبه​های این هفته مجلس بود. چه گلستانی است این مملکت که چرای گاو و گوسفندان را هم قانونی می​کند و متخلفان بدون مجوز را جریمه نقدی!

یاد کلاس​های فرهنگ و توسعه استاد فاضلی می​افتم وقتی با شور تمام از دانش بومی می​گفت و اینکه اگر قرار بود جنگلها با چرای دام از بین برود پس چرا در این چند هزار سال فعالیت دامداری انسان از بین نرفت؟ لابد راهکارهایی در جوامعه سنتی برای جبران خسارتها بوده و حالا نیست. تازه این پروژه های بی حساب و کتاب سد سازی و جاده سازی و خطوط نفت و گاز و چی و چی که الا ماشاءالله در این گلستان  امروز تصویب و فردا اجرا می​شوند بی خطرند و عامل اصلی نابودی جنگل​ها چهار تا گاو گوسفند باقی مانده از نسل دام های فروخته شده در عوض ماشین 405 و سی دی های دیس دیس توپ توپ است؟

 

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/10/26 و ساعت 11:26 |

بندر پل بدون پل

بعضی اوقات که از دیدن سهل​انگاری​ها و عدم مدیریت​ها در جنوب عصابی می​شم، با خودم میگم همون بهتر که این چند تا جزیره را هم بدیم به عربها و خیال همه را راحت کنیم. شاید اگر این خلیج فارس بدبخت هم عربی می​بود وضعش از این که هست بهتر می​شد. اما غصه این عصبانیت از کجا سرچشمه گرفته را عرض می​کنم خدمتان.

دو هفته​ای مهمان داشتیم و از آنجایی که مادر و خواهر شوهرم به شدت عاشق بازار هستند، برنامه​های تفریحی ما محدود شده بود به گشتن در بازارهای بندر و قشم. القصه، در یکی از سفرها به قشم تصمیم گرفتیم با ماشین بریم. همه فکر می​کردیم مسافرت با ماشین شخصی راحت​تر است، هم از دردسر تهیه بلیط قایق و لنچ و شلوغی اسکله خلاص می​شدیم و هم برای حمل خریدها مشکل کمتری داشتیم. اما، از آنجا که هیچ منطقی در ایران به ظهور  نمی​رسد و همش در حد فلسفه​ای خیالبافانه است، به چنان غلط کاری افتادیم که نگو  و نپرس.

بندر مخصوص انتقال اتومبیل و باربرها معروف است به بندر پل و در روستای خمیر واقع شده و یک ساعتی از بندر عباس تا آنجا راه است. بعد از انجام امور گمرکی و اخذ گواهی لازم جهت ورود به قشم، باید مدتی را در صف کامیون​ها، باربرها و ماشین​های شخصی بمانید. طول این مدت بستگی دارد به اینکه آیا بارج خالی برای انتقال هست یا خیر. اول ماشینهای سنگین وارد می​شوند و بعد بقیه اتومبیل​ها. این جاگیری هم خیلی طولانی و خسته کننده است. از وقتی که با ماشین  داخل بارج شدید دیگر نمی​توانید خارج شوید، چون ماشین​ها کیپ تا کیپ پارک شده​اند و امکان بازکردن درب خودرو وجود ندارد. اگر مثل ما سر ظهر سوار شده باشید شیشیه را هم باید کاملا بالا بکشید و کولر را روشن کنید، اما اگر دود اگزوز دوست دارید و دلتان جوش مصرف بنزین را می​زند، شیشه را پایین بکشید و از دود و دم اطراف لذت ببرید!

با این شرایط شما به هیچ​وجه لذت یک سفر دریایی را تجربه نمی​کنید، چون اطراف شما به جز کامیون و باربر و احیانا اتوبوس چیز دیگری دیده نمی​شود. نیم ساعت تا چهل دقیقه طول می​کشد تا به جزیره برسید. و تازه آنوقت یک ساعت دیگر از لافت تا خود قشم رانندگی در پیش دارید.

بندر پل تنها نقطه​ای است که بندر و جزیره آنقدر بهم نزدیک​اند. شاید این فاصله به دو کیلومتر هم نرسد. خشکی طرف مقابل​ براحتی دیده​ می​شود و طی این مسیر با قایق چند دقیقه بیشتر طول نمی​کشد. محمد می​گفت اگر در هر جای دیگر دنیا بود یک پل روی آب​ می​زدند و خودشان و مردم را از این همه دردسر نجات می​دادند. اگر به جنبه​های پولی قضیه هم فکر کنیم، مسلما وجود پل در آن بندرگاه کوچک خودش می​شد یک جاذبه گردشگری. ولی افسوس و صد افسوس ...

واقعا در مملکتی که قدر داشته​ها را نمی​دانیم فکر کردن به آرزوها و ایده​آل​ها کودکانه ​است. منظورم بلایی است که سر خلیج​فارس​درآورده​اند و صدایش را هم در نمی​آورند. اگر چهار مسافر و گردشگر از امکاناتی که خیلی راحت می​شود و باید در اختیارشان قرار بگیرد و نمی​گیرد، بگذرند، این از خدا بی​خبرها جواب آبزیان خلیج را چطور می​خواهند بدهند؟ جواب مردمی که معیشت و تغذیه اصلی​شان از دریا و ماهی و میگو تامین می​شود را  چطور می​دهند؟ (البته اگر آخرتی باشد چون در این دنیا که هر کاری (بخوانید غلطی) دلشان می​خواهد می​کنند و کک​شان هم نمی​گزد.)  جلبک​های مزاحم چنان دریا را پوشانده که دیگر از آن آبی نیلگون و خلیج زیبا خبری نیست. دریا خاکی رنگ شده و جلبک​ها سطح آب را پوشانده​اند و راه هوا گیری آبزیان را قطع کرده​اند. ماهی​های بیچاره خفه شده و باد می​کنند روی دستان مادر خلیج. بعضی​ها می​گویند مانورهای اخیر سپاه این بلا را سر زیبای جنوب در آورده است و خودشان می​گویند هنوز علت شناسایی نشده است. ما هم که فقط می​توانیم متاسف باشیم .  متاسف باشیم  به حال آبزیانی که فوج فوج آلوده یا خفه می​شوند، به حال آندسته ماهیگیرانی که از کار و کاسبی افتاده​اند و آندسته مردمی که نادانسته از ماهیان مرده​ تغذیه می​کنند.

 

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/09/17 و ساعت 10:12 |

سلام

این روزها خیلی سرم شلوغه. خدا هیچ بی​استعداد ازدواج کرده​ای رو گرفتار پایان​نامه نکنه. نزدیک یک ماهه که اومدم شمال برای تکمیل چارچوب نظری و تنظیم پرسشنامه و فعلا هیچی به هیچی. به زودی  هم باید برگردم جنوب. تو این بلبشو فکر کنید ده روز هم دچار سرما خوردگی شدید بشید و منابعی که می​خواستید رو پیدا نکنید و از همه مهمتر ....( در مورد این آخری بزارید سر فرصت بگم).

به غیر از همه چیزهایی که مربوط به پایان​نامه​ام میشه، این مدت دسترسی به اینترنت هم نداشتم و همین مزید بر علت بود تا از نوشتن دور باشم.

برام دعا کنید.

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/08/14 و ساعت 9:32 |

دوستان عزیز

می خواستم به اطلاع​تان برسانم انتشارات sage طبق معمول هر سال مجلات خود را آنلاین کرده است. می توانید در هومپیج این سایت، باکس Free Access را کلیک کنید و با پر کردن یک فرم بسیار ساده از مقالات معتبر و مفید این انتشارات بصورت رایگان استفاده کنید.

آدرس سایت: http://online.sagepub.com

مجلاتsage  تا پایان اکتبر یعنی ١٠ آبان بصورت آنلاین در اختیار کاربران قرار می​گیرد. امیدوارم شکار خوبی داشته باشید.

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/07/13 و ساعت 17:17 |

تمدن

مردم آموختند چیزهای سمی را نخورند و فضولات و چیزهای مرده را از آب آشامیدنی دور نگاه دارند تا برای نوشیدن انسان، سالم بماند. با آنکه نمی​دانستند چرا فضولات انسانی و چیزهای مرده آب را ناپاک می​کنند، اما در عین حال خود موضوع را درک می​کردند.گاهی برای این کار، هر روز زیستگاه خود را کمی دورتر می​بردند. گاهی آب را از فاصله​های دور می​آوردند، زیرا مرده​هایشان را داخل دهکده، نزدیک خانه​ها دفن می​کردند.

بعدها که آدمیان برای زندگی به شهرها آمدند و بسیاری از چیزهایی را که در جنگل آموخته بودند فراموش کردند، دیگر توجه و دقت خود را نسبت به آب از دست دادند. در همان رودخانه یا آبراهه​ای که آب تنی می​کردند، چیزهای مرده و فضولات خود را می​ریختند، ظرف​ها . لباس​های خود را می​شستند، و آب آشامیدنی خود را هم برمی​داشتند. این از مواردی است که گاهی پیشرفت و تدن ممکن است بیشتر به قهقرا رفتن و به واپسماندگی شباهت داشته باشد.  

 

مارگارت مید،آدمیان و سرزمین​ها، ص ٤٤

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/07/08 و ساعت 13:7 |

روز جهانی گردشگری

روز جهانی گردشگری ۶ مهر ۱۳۸۷ مصادف با ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۸ با شعار "گردشگری و مواجه با چالش‌های تغیرات آب و هوا" در کشور پرو برگزار می‌شود.

 

در ایران نیز برنامه​هایی برای این روز تدارک دیده شده است. مهمترین آنها چاپ تمبر ویژه این روز است. همچنین نامگذاری روزهای هفته پیش​رو؛

٦ مهر نقش اقليم در توزيع سفر

٧ مهر نقش رسانه در فرهنگ سازي سفر

٨ مهر نقش رفتار سازماني در جذب گردشگر

٩ مهر نقش پاكيزگي جامعه ميزبان در توسعه گردشگري

١٠ مهر نقش بقاع متبركه در توسعه گردشگري

١١ مهر نقش خدمات استاندارد در رونق سفر

١٢ مهر نقش مسيرهاي هزار و يك گانه گردشگري در همه زماني و همه مكاني كردن سفر

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/07/06 و ساعت 12:33 |

 تا این یک فوریتی، دو فوریتی شود دل ما هم آب شود

کاش به جای اینکه اینقدر به خاطر مسائل سیاسی هزینه فرهنگی بدهیم کمی هم به فکر میراث فرهنگی و طبیعی که از دست می​دهیم، بودیم. ابن سینا و مولانا را که ازمان گرفتند هیچی نگفتیم. خلیج فارس و جزیره​های جنوب را که دارند می​گیرند، هیچ کاری نمی​کنیم. هر بار تعدادی کتیبه و آثار باستانی دیگر تقدیم می​کنیم که هیچ، جنگل​ها و پارک ملی​ها را فدای جاده و نفت و گاز می​کنیم، به درک. نفت و گاز را خرج باج دادن به این کشور و آن کشور می​کنیم، جهنم. خیلی راحت اجازه می​دهیم فرش، زعفران، خرما و دیگر تولیدات ما  با مارک کشورهای دیگر در بازارهای جهانی ارائه شود، فدای سر مبارک...

کاش فقط اینقدر شعور وجود داشت که اینها فقط سرمایه نیست که اگر رفت رفت، میراث طبیعی و معنوی ماست که نابود می​شود. هویت ماست که نادیده گرفته می​شود.

متاسف نیستم که سازمان میراث را بسپرند به متولی سینما و صنایع دستی را ادغام کنند با صنایع و معادن، متاسفم از اینکه چنین خبری، بازتاب قابل ملاحظه​ای در بین مردم و مطبوعات ندارد. اگر تعدادی هم پیگیر ماجرا هستند به خاطر جنبه سیاسی آن است و گرنه میراث فرهنگی و صنایع دستی کیلویی چند؟!

 طرح دو فوريتي خودکشي فرهنگي است

مسجد 1200 ساله شيخ برخ قشم با يك زلزله ديگر فرو مي‌ريزد

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/06/27 و ساعت 16:31 |

 دنده​عقب تا خود عصر حجرِ؛ الحاق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در سازمان ارشاد اسلامی

در زمانی نه چندان دور یعنی تا قبل از سال ٨٢ سازمانی به نام ایرانگردی و جهانگردی وجود داشت که تحت نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می​کرد. بعد مستقل شد. نام جدید سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به آن دادند و برنامه​ها و اهداف مشخصی  مثل مرمت و نگهداری آثار تاریخی، توسعه گردشگری وعرضه و تولید صنایع دستی پیدا کرد. آنها فهمیده بودند که خیلی دیر شده​است و کم​کم برای چیزهایی که از دستمان میرود و چیزهایی که می​توانیم بدست بیاوریم باید فکری بکنیم. برای همین هم بود که به فکر افتادن مثل همه کشورهای دیگر به گردشگری و میراث فرهنگی و صنایع دستی  بهای بیشتری بدهند و در عوض از درآمد هنگفت و بی​دردسر آنها بهره​مند شوند.

سازمان جدید  کج دار و مریض  راهش را می​جست و می​رفت و می​افتاد و دوباره بر​می​خواست، تا اینکه  عالمان دهر در پی چاره​جویی برای کوچک سازی دولت  دیواری کوتاه​تر از سازمان فوق​الذکر نیافتند. الحاق دوباره، از آن فکر​های بکر بود.

 چه کسی اهمیت می​دهد که اساسا این دو سازمان در اهداف کلی​شان متفاوت​اند؟ سازمان ارشاد کاملا فرهنگی است، در عوض جزء مهمی از هدف میراث و گردشگری درآمدزایی و جذب سرمایه​گذاری  است. تازه بخش مشترک این دو یعنی فرهنگ نیز تفاوت​هایی با هم دارند. به عنوان مثال درحالیکه سازمان ارشاد تاکید بر حفظ ارزش​های اسلامی در جامعه امروز دارد، سازمان میراث متکی بر حفظ میراث گذشتگان است.

برای کدام​یک از نمایندگان مجلس و مسولان دولت فخیمه مهم است که سازمان مربوطه قابلیت وزارتخانه شدن را هم دارد، اگر بخواهیم از پول گردشگری زخمی از اقتصاد کشور را مرهم گذاریم؟ (چنانچه در ١٠٠ کشور دنیا این اتفاق افتاده است.)

خیلی​ها معتقدند اظهارات اخیر ریس سازمان میراث فرهنگی باعث این تحولات شده است و این تصمیم یک حرکت سیاسی است. در هر صورت چه برای افزایش کنترل مجلس بر عملکرد این سازمان و کوچک شدن دولت، این کار صورت گرفته باشد و چه به خاطر دست تکان دادن یک مسئول برای اسرائیل، نشان دهنده دور بودن نمایندگان از الفبای ابتدایی تفکر است. این حساب دو دو تا چهار تاست نه سوال المپیادی.


پ ن: دوستانی که این همه حماقت باورشان نمی شود می توانند گزارش کامل تصویب طرح انتزاع سازمان میراث را در لینک زیر بخوانند:

در هنگام راي‌گيري نيز تعدادي از نمايندگان <مرگ بر اسرائيل> مي‌گفتند و پس از تصويب طرح نيز يكي از نمايندگان فرياد <الله‌اكبر> سرداد. ‌

 

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/06/24 و ساعت 17:20 |

 در نقد سیاست​های زیست​محیطی دولت

 در تدوین و اجرای برنامه​های ملی توسعه علاوه بر عملکرد اقتصادی فعلی، چشم اندازهای آتی آنها نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. ارتقای وضعیت اجتماعی و حفظ منابع طبیعی دو نمونه از مهمترین چشم اندازهای توسعه است. توسعه پایدار نه تنها باید به بهبود وضعیت رفاهی مردم منجر شود، بلکه وظیفه حفظ و حراست دنیا برای نسل​های بعدی را هم عهده​دار است.

اما اهداف زیست​محیطی اغلب به معنی هزینه​های بالاتر و یا کاهش کوتاه​مدت در درآمدها تلقی می​شوند و به همین علت در اجرای طرح​های توسعه فروگذاشته می​شوند. در حالیکه اهمال در اقدامات زیست​محیطی برنامه​ها و یا به تعویق انداختن آنها موجب افزایش هزینه​ها و گاها محرومیت پایدار خواهد شد. به این منظور دولت​ها موظف​اند با وضع و اجرای قوانین و سیاست​های زیست​محیطی از عواقب قابل پیش​بینی و منفی زیست​محیطی طرح​های توسعه جلوگیری کنند. حتی صرف هزینه​های بازدارنده در ممانعت از آسیب​ها و یا ترمیم لطمات ایجاد شده نیز از وظایف یک دولت مسئول است.

با نگاهی سطحی به فعالیت​های اقتصادی دولت ایران متوجه می​شویم نه تنها تلاشی برای بهبود وضعیت قوانین و سیاست​ها صورت نمی​پذیرد، بلکه مقرارت موجود نیز توسط خود دولت نقض می​شوند و دیدگاه مسولانه و سبز در هیچ مرحله​ای از فرایند توسعه محلی از اعراب ندارد. در اینجا به چند مورد از بارزترین موارد نقص سیاست​های زیست​محیطی که توسط دولت و نهادهای مربوطه صورت گرفته اشاره می​کنیم.

١- نابودی جنگل​ها

- جنگل ابر یکی از مهمترین ذخیره​گاه​های ژنتیکی دنیا و تنها جنگل​ باقی مانده از دوران سوم زمین​شناسی  است. کمیسیون زیربنایی دولت بدون انجام هیچ ارزیابی از اثرات مستقیم و غیر مستقیم چنین طرحی مجوز احداث جاده​ای به طول ٢٥ کیلومتر و عرض ١٠ تا ١٢ متر را از داخل این جنگل​های بکر  صادر می​کند.

- در منطقه جعفرآباد گرگان سی هزار درخت از انواع مهرز، افرا و توسکا با ارتفاع ٢٠ متر برای احداث جاده نشانه​گذاری و بزودی قطع می​شوند.

- در مسیر جاده علمده به سوی آبشار آبپری بیش از ٢ هکتار از جنگل به بهانه رفع پیچ​های خطرناک جاده پاکتراشی می​شود. به این ترتیب قسمتی از پارک جنگلی رویان که اتفاقا منطقه نمونه گردشگری هم هست نابود خواهد شد.

- احداث صنایع پتروشیمی در استانهای شمالی کشور تصویب می​شود و خدا می​داد چه فاجعه​ای در انتظار  جنگل​ها و ذخیره​گاه​های گیاهی و جانوری منطقه در راه است.

٢- بی​توجهی به ارزش تالاب​ها

تالاب​ها ذخیره​گاه​های تنوع زیستی، تامین​کننده آب​های شیرین، بازدارنده سیل و تنظیم​کننده شرایط آب و هوایی هستند. در ایران ٨٤ تالاب بین المللی با ارزش تقریبی ٣٣ میلیارد وجود دارد. متاسفانه طبق اعلام کنوانسیون رامسر ٨ تالاب در محدوده قرمز داریم و پیش​بینی می​شود بر اثر خشکسالی به تعداد تالاب​های در حال خطر اضافه شود. در این میان نه تنها دولت چاره​ای برای خشک شدن تالاب​های کشور نمی​اندیشد بلکه خود مسبب نابودی و خسارتهای جبران ناپذیر به این نعمت خدادای است. به عنوان مثال احداث جاده در تالاب میانکاله منجر به دو نیم شدن آن و خشک شدن نیمه غربی تالاب خواهد شد یا ٧٥٠٠ هکتار از تالاب هورالعظیم واگذار می​شود.

٣- تخریب پارک​های ملی کشور

صدور مجوز برای اجرای طرح ​های اقتصادی مختلف مثل خط لوله نفت در پارک ملی سرخه​حصار، خط لوله گاز و همچنین عبور جاده در پارک ملی خجیر، ذخیره​سازی ٥ میلیلارد متر مکعب گاز در پارک کویر، مجوز احداث نیروگاه در پناهگاه حیات وحش گیامکی، واگذاری ٢٠٠ هکتار از پارک ملی کلاه​قاضی به وزارت مسکن و واگذاری ٢٨ هکتار از پارک تندوره به مردم.

نمونه​هایی که برشمرده شد تنها بخشی از فعالیت​های غیر سبز دولت است که بطور مستقیم در مناطقی که از نظر قانونی محافظت​شده محسوب می​شوند اجرا شده و یا بزودی اجرا خواهند شد. بنابراین لزومی ندارد به طرح​های به اصطلاح عمرانی فراوانی که در گوشه و کنار این مملکت بدون در نظر گرفتن ارزیابی​های زیست​محیطی به اجرا در می​آیند اشاره شود. معلوم نیست اصل ٥٠ قانون اساسی، طرح قانونی صیانت از جنگل​های شمال و یا مقررات حاکم بر مناطق محافظت​شده به چه منظوری تدوین شده​اند و چه وقت قرار است از آنها استفاده شود. معلوم نیست کارکرد سازمان جنگل​ها و مراتع، سازمان منابع طبیعی، سازمان محیط زیست، سازمان میراث فرهنگی و... چیست؟ آیا می​ترسند به سرنوشت شورای عالی حفظ محیط زیست که توسط دولت نهم منحل شد دچار شوند که اینگونه سکوت می​کنند؟ 

اخیرا مجمع تشخیص مصلحت نظام قانونی را تصویب و براي اجرا به دستگاه‌هاي ذي‌ربط ابلاغ کرده است که به موجب آن همه اراضي طبيعي تصرف شده قبل و بعد از سال ١٣٦٥ تحت هر عنواني كه واگذار يا تصرف شده باشد حتي آنها كه از سال‌ها پيش تحت عنوان تعاوني‌هاي مسكن مورد ساخت‌وساز قرار گرفته‌اند به وضعيت سابق بازگردانده مي‌شوند. به نظر من با روندی که سازمانهای دولتی در دورزدن هر چه بیشتر قوانین موجود در پیش گرفته​اند وضع قانون جدید بی​فایده است. قوانینی که ضمانت اجرایی ندارند بدرد لای جرز دیوار هم نمی​خورند. 

 

+ نوشته شده توسط سحر صالحی در 87/06/11 و ساعت 12:25 |